بازگشت

ابعاد قلبي


بعد قلبي انتظار در سه مرحله به کمال خود مي رسد:

اول: ظهور حضرت بقية الله ـ ارواحنا فداه ـ را باور کردن.

که چنين باوري بنا بر گفته هاي خداوند و معصومين (ع) لازم الاعتقاد بوده و منکر آن کافر است.

دوم: ظهور را موقت به وقتي نکند که در نتيجه قبل از فرا رسيدن آن هنگام مأيوس باشد.

سوم: حالت انتظار لحظه به لحظه در قلب او موج زند.

که به مقتضاي اين درجه، مؤمن بايد مانند کسي باشد که خبر آمدن مسافر را به او داده اند و هر لحظه ممکن است از راه برسد.

برخي ابعاد اين باور را برمي شمريم:

توحيد:

انتظار، انسانِ منتظر را متوجّه مبدأ عالم و خداي جهان مي کند.

منتظر، همواره، چشم به راه فرجي است که به قدرت مطلقه الاهي تحقق خواهد يافت.

مهدي ـ ارواحنا فداه ـ بنده و خليفه خداست که به قدرت خدا زنده است و واسطه فيض الاهي است و روزي به امر خدا براي استقرار دين خدا ظاهر خواهد شد.

نبوت:

يک بعد انتظار توجه به پيامبران و مکتب آنان و تجديد عهد با آنان است

منتظران چشم براه کسي هستند که در او صفات و آثار پيامبران گرد آمده و هنگامي که ظاهر گردد، آن آثار در او ديده خواهد شد.

امامت:

امام مهدي ـ ارواحنا فداه ـ خاتم ائمه طاهرين است امامان همه او را ياد کرده اند.

انتظار ظهور او بزرگترين تأکيد بر اصل اعتقادي امامت و رهبري است.

در احاديث بر شناخت امام و راه او و پيروي از آنان و تولاّي ايشان و دوري قلبي و عملي از دشمنان امامت در حال غيبت تأکيد فراوان شده است.

قرآن:

انسان منتظر، همواره اين آرمان را در دل زنده مي دارد که روزي با ظهور مهدي ـ ارواحنا فداه ـ احکام قرآن جاري مي شود و قرآن در سراسر جهان حاکميت مي يابد.

عدل:

انتظار مهدي ـ ارواحنا فداه ـ انتظار ظهور عدل است آن نيز عدل جهاني.

اوست که جهان آکنده از بي عدالتي ها را پُر از عدل مي کند.

معاد:

در امر انتظار، اصل اعتقادي «معاد» حضور دارد، اين حضور در سه جهت نمودار است:

1ـ آن حضرت به هنگام ظهور، ستمگران را کيفر مي دهد و مؤمنان را عزيز مي دارد و رحمت الاهي را به مؤمنين مي چشاند و اين خود نمونه اي است از چگونگي رستاخيز.

2ـ به هنگام ظهور آن حضرت، گروهي از پاکان و پليدان به جهان باز مي گردند، به تعبير قرآن:

«روزي که از هر گروهي برخي را محشور مي سازيم». و اين خود قيامت صغرايي است و نشانه اي براي قيامت کبري.

3ـ ظهور آن حضرت، يکي از نشانه هاي حتمي قيامت است، تا او نيايد عمر جهان به سر نمي رسد و قيامت برپا نمي گردد.