بازگشت

رسول اكرم صلي الله عليه و آله و نشانه هاي ظهور


رسول اكرم صلى الله عليه و آله و نشانه هاى ظهور

برگرفته از كتاب : نشانه هاى ظهور

عن السكونى عن ابى عبدالله عليه السّلام قال : قال رسول الله صلى الله عليه و آله سياءتى على امتى زمان تخبث فيه سرائرهم و تحسن فيه علانيتهم طمعا فى الدنيا لايريدون به ما عند الله عزوجل يكون امرهم رياء، لا يخالطه خوف ، يعمهم الله منه بعقاب فيدعونه دعاء الغريق فلا يستجاب لهم . (90)

سكونى از امام جعفر صادق عليه السّلام نقل مى كند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: بر امت من زمانى بيايد كه باطن آنها پليد و ظاهرشان به جهت طمع در دنيا آراسته باشد و خداوند را در نظر ندارند عمل آنها ريا است و از او نمى ترسند. خداوند نيز همه آنان را عقوبت خواهد كرد و هرچه دعا كنند، حتى دعاى غريق ، مستجاب نخواهد شد.

از اين روايت چند علامت براى ظهور حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء - آن هم از زبان آورنده اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله - نقل كرده اند:

1. دلها مملو از خبائث و صفات رذيله مى شود.

2. مردم تظاهر به خوبيها مى كنند در حالى كه دلشان از خوبيها خالى است .

3. هدف از اين تظاهرات ، فرورفتن در كثافات اخلاقى دنيا و تعينات آن است .

4. كارهاى آنها اگرچه به صورت عبادت است اما براى غير خدا انجام مى شود (ريا).

5. توجهى به عالم آخرت نخواهند داشت و از خداوند نمى ترسند.

6. به جهت اين صفات ، خداوند آنها را عقاب مى كند به بلاهاى اجتماعى از قبيل جنگ ، گرفتار ظلم شدن ، گرانى ، سلب بركت و...

7. در اين موقع هرچه دعا كنند حتى دعاى غريق هم مستجاب نخواهد شد. (91) رسول خدا صلى الله عليه و آله در روايتى در مورد نشانه هاى ظهور مهدى روحى له الفداء مى فرمايند:

سياءتى زمان على امتى لايبقى من القرآن الا رسمه و لا من الاسلام الا اسمه يسمون به وهم ابعد الناس منه مساجدهم عامرة و هى خراب من الهدى فقهاء ذلك الزمان شرفقهاء تحت ظل السماء منهم خرجت الفتنه و اليهم تعود. (92)

بزودى زمانى بر امت من فرا رسد كه از قرآن جز رسم و از اسلام جز اسم باقى نماند. آنان به نام مسلمان خوانده مى شوند در حالى كه دورترين مردم از اسلام اند، مساجد آنان آباد و از هدايت خراب (خالى ) است . فقهاى آن زمان بدترين فقها در زير آسمان اند فتنه از ايشان آغاز مى شود و به آنان باز مى گردد.

وجود مبارك منجى عالم بشريت حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله وسلم در اين حديث كه در حقيقت آيينه اى است كه دنياى اسلام و مردم آن را نشان مى دهد و اين خود معجزه اى است از آن بزرگوار، به چند علامت در ارتباط با ظهور فرزند عزيزش اشاره فرموده است :

1. محتوى و حقايق حياتبخش قرآن ، متروك و فقط اسمى از آن مى ماند.

2. از اسلام نامى مى ماند و قوانين جامع و كامل آن به حالت تعطيل در مى آيد و به انزوا سپرده مى شود. (93)

3. تقريبا يك چهارم از جمعيت دنيا ادعاى مسلمانى مى كنند در صورتى كه عملا از اسلام بيگانه اند.

4. مساجدشان از نظر بنيان و جهات ظاهرى آباد اما از لحاظ تقوا ويران است . مساجد مركز غيبت ، تهمت ، ريختن آبروى مردم و بدعتها - البته به صورتهاى مختلف - شده است .

5. فقها و دانشمندان بدترين دانشمندانى هستند كه در زير اين آسمان بسر مى برند. با تاءملى كوتاه درباره عالم نماهاى زمان خودمان و فسادى كه در اجتماع كرده اند معنى روايت معلوم مى شود.

6. تمام فتنه ها از ناحيه علماى سوء است و بازگشت آنها نيز به خودشان خواهد بود.(( اذا فسد العالم فسد العالم ))رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد هرگاه دانشمندى راه فساد را در پيش بگيرد جهانى را به تباهى مى كشد. زيرا مردم اين دسته از افراد را الگو و سمبل دين مى دانند.

خواننده گرامى !

ناگفته نماند كه از نظر منطق و برهان ، هميشه حساب مكتب ، از اشخاص جداست .

امام صادق عليه السّلام به نقل از پدران مكرم خود ائمه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين مى فرمايد:

قال رسول الله صلى الله عليه و آله : (ان ) الاسلام بداء غريبا و سيعود غريبا كما بداء فطوبى للغرباء. (94)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: اسلام در ابتدا غريب و تنها بود و بزودى نيز همچون زمان پيدايش غريب و تنها خواهد شد. خوشا به حال تنهايان و غربا.

خواننده ارجمند!

اسلام عزيز ما در ابتدا بسيار غريب بود و فقط يك اقليت از آن استقبال كردند. در آخرالزمان نيز چنان خواهد شد، كما اينكه اكنون نيز اينچنين است و با اين همه امكانات نظامى ، اقتصادى و انسانى كه در جهان اسلام وجود دارد، مع الوصف ، مسلمين در چنگال ستمگران و كفارى مانند اسرائيل بسر مى برند. دليل بر اثبات عرض ما وضع موجود دنياى اسلام است و در روايت بالا تحت عنوان نشانه هاى ظهور دولت حق ، رسول اكرم صلى الله عليه و آله به غربت مجدد اسلام اشاره فرموده و در ضمن كلمه (( فطوبى للغرباء ))بشارت پيروزى اسلام را داده اند (البته بشارت ضمنى ). آرى ، اسلام در ابتداى امر واقعا غريب بود، درست مانند كسى كه وارد شهرى بشود، آشنايى نداشته باشد و پولى هم همراه نداشته باشد كه بتواند خودش را اداره كند و زبانش هم با مردم آن شهر يكى نباشد، همچنانكه زبان اسلام زبان توحيد بود در حالى كه زبان مردم لسان كفر و الحاد و بت پرستى بود و پيامبر بزرگوار فرمودند در آخرالزمان هم اين طور خواهد شد.

خواننده محترم !

ملاحظه مى فرماييد زبان اسلام در دنياى ما نيز زبان صلح ، عدالت ، ايمان ، امنيت و برادرى است ، در حالى كه در جهان كنونى ، اعمال مردم برخلاف اين برنامه هاست .

از امام صادق عليه السّلام منقول است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:

من ابغضنا اهل البيت بعثه الله يهوديا قيل يا رسول الله و ان شهد الشهادتين ؟ قال نعم انما احتجب بهاتين الكلمتين عند سفك دمه او يؤ دى الجزية و هو صاغر ثم قال من ابغضنا اهل البيت بعثه الله يهوديا قيل و كيف يا رسول الله ؟ قال ان ادرك الدجال آمن به . (95)

هر كه ما اهل بيت را دشمن دارد خداوند (عزوجل ) او را يهودى برانگيزد. سؤ ال شد: يا رسول الله ! اگرچه شهادتين بگويد؟ فرمودند: بله ، در نتيجه دو كلمه شهادت (اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله ) فقط جان او محفوظ مى ماند و يا از پرداخت جزيه معارف مى شود. سپس ادامه دادند: هر كسى كه ما اهل بيت را دشمن بدارد خداوند او را يهودى برانگيزد. پرسيدند: چگونه اى رسول خدا؟ فرمودند: اگر زمان دجال را دريابد به او ايمان آورد.

در اين روايت ، پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله پس از اشاره به وظيفه مردم در ارتباط با اهل بيت عليهم السلام و نيز زيان دشمنى با خاندان گرامى اش ، به خروج دجال كه از علائم ظهور حضرت بقية الله روحى له الفداء است ، اشاره فرموده اند. بنابراين ، زيان دشمنى با اهل بيت سلام اللّه عليهم اجمعين را مى توان اين گونه خلاصه كرد:

1. محشور شدن در روز قيامت با يهوديان .

2. حسرت و پشيمانى كه در سايه قطع ارتباط با خاندان وحى دامنگير انسان مى شود.

3. از دست دادن نعمتهاى ابدى خداوند.

4. مخلد بودن در آتش جهنم .

5. محروميت از مصاحبت با ذوات مقدسه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين .

رسول مكرم صلى الله عليه و آله خبر از قيام مهدى روحى له الفداء مى دهد و از آن حضرت به نام خاتمه دهنده به دين چنين مى فرمايد:

المهدى منا يختم الدين به كما فتح بنا... (و اخرج الحاكم فى صحيحه ) يحل بامتى فى آخر الزمان بلاء شديد من سلطانهم لم يسمع بلاء اشد منه حتى لايجد الرجل ملجاء فيبعث الله رجلا من عترتى اهل بيتى يملاء الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا يحبه ساكن الارض و ساكن السماء و ترسل السماء قطرها و تخرج الارض نباتها. (96)

همچنانكه دين به وسيله من آغاز شد، توسط فرزندم مهدى (عليه السّلام ) خاتمه مى يابد... در آخرالزمان امت من در سايه زمامدارى ستمگر به بلاهايى مبتلا مى شوند كه مانند آن را نشنيده اند و به اندازه اى عرصه بر مردم تنگ مى شود كه پناهگاهى براى خود پيدا نمى كنند. در اين هنگام خداوند مردى از عترت و اهل بيت من بر مى انگيزد كه جهان را پر از عدل و داد مى كند چنانكه پر از ظلم و جور شده باشد. از ويژگيهاى او اين است كه اهل زمين و ساكنان آسمانها او را دوست مى دارند و آسمان بارانهاى خودش را مى بارد و زمين بركاتش را در اختيار مردم قرار مى دهد.

سيجى ء فى آخر الزمان اقوام تكون وجوههم وجوه الادميين و قلوبهم قلوب الشياطين امثال الذئاب الضوارى ليس فى قلوبهم شى ء من الرحمة سفاكين للدماء و لا يرعون عن قبيح ان تابعتهم و ارواك و ان تواريت عنهم اغتابوك و ان حدثوك كذبوك و ان ائتمنتهم خانوك صبيهم عارم و شابهم شاطر و شيخهم لايامر بمعروف و لا ينهى عن منكر الاعتزاز بهم ذل و طلب ما فى ايديهم فقر الحليم فيهم غاو و الامر فيهم بالمعروف متهم المؤ من فيهم مستضعف و الفاسق فيهم مشرف السنة فيهم بدعة و البدعة فيهم سنة فعند ذلك يسلط الله عليهم شرارهم و يدعو خيارهم فلا يستجاب لهم . (97)

در آخرالزمان مردمانى بيايند كه از نظر ظاهر، سيماى آدميان را دارند، اما دلهايشان مانند قلبهاى شيطانها است (پر از خودخواهى و تكبر و غرور و امثال اينها است ). مانند گرگهاى درنده دلشان خالى از رحمت و عطوفت انسانى باشد، قتل و خونريزى براى آنها يك امر بسيار ساده و بى اهميت خواهد بود و از كارهاى زشت دورى نمى كنند. اگر از آنها متابعت كنى تو را از خود مى رانند و اگر از آنان فاصله بگيرى تو را مورد غيبت و عيبجويى قرار مى دهند؛ اگر با تو سخن گويند دروغ مى گويند و اگر آن مردم را امين خويش قرار دادى به تو خيانت مى كنند. بچه هاى آنها با ناز و نخوت زندگى مى كنند و جوانانشان بى باك و از خود راضى اند چندان كه مردم را از بى تربيتى خويش عاجز مى كنند. پيروان آنها امر به خوبيها و نهى از بديها نمى كنند. عزت جستن به وسيله آنها ذلت و خوارى است ، مطالبه موجودى آنها فقر و ناتوانى است . شخص عاقل در ميان آنها گمراه به شمار مى آيد و امر به معروف كننده مورد تهمت و افترا قرار مى گيرد. افراد با ايمان و صاحبان تقوا در ميان ايشان ضعيف خواهند بود، اما افراد فاسق در ميان آنها با شخصيت حساب مى شوند. كارهاى خوب و سنتهاى الهى در ميان اين جمعيت بدعت محسوب مى شود و از طرفى بدعت در ميان آنها سنت به حساب مى آيد. در چنين زمانى كه مردمش داراى چنين خصوصيات اخلاقى شده اند، خداوند اشرار و مردم بد را بر آنها مسلط مى كند و ديگر دعاوى خوبان اجابت نخواهد شد.