بازگشت

وجود زمينه ها در انسان


و بالاخره آنان معتقدند در انسانها نقاط مشترک و نقاط اشتراک بسيار است. بشريت چون حيوانيت نيست که براي آن منطق زور حاکم باشد، انسان چون حيوان نيست که در برابر ناتوان و



[ صفحه 54]



طعمه خود راه دريدن، کشتن، بيچاره کردن را در پيش گيرد. آري اگر امروز چنين وضعي وجود دارد بعلت جهل و بي فرهنگي است و اين امر هميشه جاودانه نمي ماند. روزي مي رسد که سطح آگاهي و دانش افراد بالاتر مي آيد و از وضعي که در آنند خلاصي مي يابند. اصولا انسانها هر چند که آلوده و گمراه باشند، هر چند که در فساد و سيه روزي غوطه بخورند باز هم اين تمايل را ندارند که اين فسادها توسعه يابند و اين مسائل و مشکلات هم چنان در جامعه باقي بماند. اگر آنها تيره روزي را براي خود پذيرفته اند براي نسل خود پذيرا نيستند و اين خود يک زمينه مناسب در جهت گام برداري بسوي خير است. و خلاصه آنکه: اينان به آينده جهان خوشبينند و نيازي احساس نمي کنند که نيروئي از جانب الهي و مددي از سوي او پديد آيد و براي بشريت خير و رفاه بيافريند. معتدند با جرياني که در پيش است بشريت خود بخود بسوي کمال تاريخي خود گام بر مي دارد، خود براي ساختن دنيائي پر از صلح و صفا، آرامش و اطمينان قيام خواهد کرد. اگر طليعه آن در دنياي امروز کاملا روشن نيست فردا روشن تر خواهد شد. گامهائي که امروزه در اين جهت برداشته مي شود خود مقدمه اي براي وصول به چنان هدفي عظيم است. بر اين اساس بشريت مي تواند درباره آينده اش حساب کند، براي فردايش نقشه بکشد، راه را براي آينده اش هموار سازد. موجبات خير و سعادت خود را هم اکنون در عرصه بين المللي حاضر ببيند.