بازگشت

وضع بشر امروز


از مشکلات مهم و اساسي بشر امروز مشکل رابطه است و آن اين است که آدمي در رابطه با خود، و در رابطه با آفريدگار خود و در نتيجه در رابطه با ديگران دچار زحمت و دشواري است. نمي داند چگونه با خود و آفريدگار خود کنار آيد، چگونه هوسها و تمنيات نامطلوب خود را بکناري گذارد. بشر امروز در وضع و موقعيتي قرار دارد که في الحقيقه مي توان گفت در مقابله با هوس ها و تمنيات نفس خويش مقاومت خود را از دست داده و در برابر عوامل قدرتمند وسايل ارتباط جمعي که شهوات بي حد و حصري را از جهان خارج وارد دنياي دروني مي سازند درمانده شده است. ما امروز در وضع و موقعيتي هستيم که بالعيان مي بينيم. طغيان هوس ها ما را به زانو در آوردند، عقل و فکر ما را اسير و بيچاره کرده اند، قدرت مديريت و سلطه برخود را که نخستين شرط داشتن يک حيات متعادل است از ما سلب نموده اند. وضع ما بگونه اي است که بين ابعاد شخصيتي، از هم گسيختگي و پراکندگي است، هر بعد از شخصيت ما بالاستقلال و جداي از ابعاد ديگر عمل مي کنند. در نتيجه ما انسانهائي شده ايم که درمانده و وامانده ايم، نمي دانيم چه کنيم؟ چه رفتاري داشته باشيم؟ در برابر مسائل و جريانات گوناگون چه موضعي را بگزينيم.