بازگشت

فرقه شناسي مفوضه


چنان که گذشت، «مفوّضه» به کساني اطلاق مي شد که خلق، رزق، زنده کردن و ميراندن را به پيامبر (ص) و ائمه (ع) نسبت داده، معتقدبودند: خداوند همه امور عالم را به آنان واگذار کرده است. اين که «مفوّضه» گروهي از «غلات»اند يا جداي از آن ها؛ چند ديدگاه مطرح است. در بخشي از روايات، مفوضه به عنوان گروهي جداي از غاليان قلمداد شده اند. در زمان ائمه (ع) - به ويژه در زمان امام رضا (ع) - نوعاً از اين گروه فراوان نام برده شده است. [1] .

در ميان متکلمان و نويسندگان فرق و مذاهب، مفوّضه - چه به شکل يک گروه مستقل يا گروهي از غلات - حکم يکساني با غاليان دارند و بر آنان، حکم شرک و کفر جاري شده است. چه بسا بي اشکال باشد که گفته شود: «غلاتِ مفوّضه» به صورت مضاف و مضاف اليه، وصفي در زبان فارسي و وصف تبييني در زبان عربي است. گواه اين مدعا بخشي از زيارت حضرت حجت (عج) است که در آن آمده است:

«الحمد لله الذي هدانا لهذا... و لم يجعلنا من المعاندين الناصبين و لا من الغلاة المفوّضين...». [2] .

شيخ مفيد (ره)، مفوضه را جزء غاليان مي داند؛ اما فرقي بين آنان وغلات ديگر قائل مي شود؛ به اين که مفوضه، اعتراف دارند که ائمه (ع) حادث و مخلوق اند نه قديم، اما با اين حال آنان را خالق موجودات و رازق آنان مي دانند و مدعي اند که خداوند، فقط آنان را خلق کرد. سپس کار خلقت جهان و همه کارهاي آن را، به آنان واگذار کرد. [3] .

شيخ صدوق (ره) بدون آن که فرقي ميان مخالفان مفوضه قائل شود، هر دو گروه را ذکر کرده و آنان را کافر و بدتر از يهود، نصارا و مجوس دانسته است. [4] .

نويسندگان فرق و مذاهب هم آورده اند:

«مفوضه، اعتقاد دارند که خداوند واحد ازلي، شخص کاملي که بدون کم و زياد بود، به جاي خود گذاشت و تدبير و خلقت عالم را به او واگذار کرد. اين شخص، همان محمد، علي، فاطمه، حسن و حسين و بقيه ائمه هستند که در معنا يکي مي باشند. آنان گمان مي کنند که معرفت خداي قديم ازلي، لازم نيست و بايد محمد (ص) را شناخت که خالقي است که امر خلق به او واگذار شده است و او خالق آسمان ها و زمين، و کوه ها، انسان ها، جن و هر آن چه در عالم هست، مي باشد». [5] .

يادآوري اين نکته نيز لازم است که مفوضه، مخالفان عقايد خود را به نام «مقصّره»؛ يعني، کوتاهي کنندگان در معرفت پيامبر (ص) و ائمه (ع) مي شناختند و مي گفتند:

«چون آنان به اين نکته نرسيدند که محمد خالق است و امر به او واگذار شده است، بايد مراقب حلال و حرام باشند و اعمال مقرّر در فقه اسلامي را انجام دهند که درحقيقت اين اعمال، غُل هايي است براي آنان، به منظور عقوبت آن ها در کوتاهي در معرفت». [6] .

نتيجه

«شيخيه» ادعاهايي را مطرح کرده اند که پيش از آن ها، گروه هاي ديگر از زمان ائمه (ع) به بعد آن را مطرح کرده بودند و مورد تکفير قرار گرفتند. چنين ديدگاه غلوآميزي، علاوه بر آن که خود گناه بزرگي است، زمينه پيدايش افکار ديگري (مثل ادعاي الوهيت، تجلي ذات حق، و حلول حق تعالي در افراد و...) شده است.


پاورقي

[1] ر.ک: همان، ص 273، 228، 337؛ ج 44، ص 271.

[2] همان، ج 102، ص 103.

[3] مصفنات الشيخ المفيد، تصحيح الاعتقاد، ج 5، صص 133 - 134.

[4] الاعتقادات، ص 97.

[5] ر.ک: المقالات و الفرق، سعد بن عبدالله اشعري قمي، صص 60 - 61؛ مقالات الاسلاميين، ابوالحسن علي بن اسماعيل اشعري، ص 14.

[6] ر.ک: المقالات و الفرق، همان، ص 92؛ فرق الشيعه، نوبختي، ص 93؛ و نيز کاربرد «مقصّر» و «تقصير» نسبت به عده اي از محدثان، ر.ک: بحارالانوار، ج 25، صص 345 - 346.