بازگشت

نهاد امارت و ولايت


يکي از عناصر ساختاري حکومت جهاني حضرت مهدي(عج)، نهاد «امارت و ولايت» است. اين نهاد، مهم ترين و اساسي ترين رکن حکومتي دولت آن حضرت است. صاحبان امارت و ولايت، حاکمان و رؤساي سراسر زمين و کارگزاران نظام جديد جهاني هستند که از سوي امام زمان عليه السلام به اين مقام مهم نصب شده و مديريت و اداره جهان را در دست دارند.

اين نهاد در دولت علوي وجود داشت و داراي جايگاه و اهميّت والايي بود و علّت آن گستردگي و بزرگي قلمرو خلافت اسلامي در آن عصر بود که شامل کشورها و سرزمين هاي زيادي - از مصر تا ايران و شام - مي شد. در عرف مسلمانان، امير (والي) کسي است که خليفه او را در شهر يا منطقه اي از بلاد اسلامي، به ايالت و حکومت نصب کند.

پديده فتوحات (پس از عصر رسول اکرم صلي الله عليه وآله)، دولت اسلامي را گسترش داد و ممالک غيرعربي بسياري در قلمرو دارالإسلام قرار گرفت و مديريت سياسي دولت اسلامي، سياست تازه اي براي اداره ولايات مختلف (حداقل چهار منطقه و ده ها ولايت) اتخاذ کرد. در اين زمان خليفه، حاکمي را به عنوان «عامل» و فرماندار براي آنجا منصوب مي کرد و گاهي او را در جايگاه «والي» مسؤوليت مي داد. تفاوت آن دو در اين بود که «فرماندار»، عامل حکومت بود و هيچ گونه استقلالي نداشت؛ ولي والي در دوره زمامداري خود - همچون خليفه در مرکز - داراي اختياراتي گسترده و نوعي استقلال در اداره منطقه خود بود. سياست داخلي و خارجي مستقلي داشت و تمام ارکان قضايي، اجرايي، اداري و لشکري حکومت آن منطقه را خود «والي» مشخّص مي کرد. عزل و نصب هاي وزيران، مشاوران و کارگزاران حکومت محلي و فرماندهان سپاه و نويسندگان ديواني نيز در اختيار او قرار داشت. نظارت در دستگاه مرکزي خلافت بر اين امارات و ولايات، به اندازه اي بود که از مسير حکومت اسلامي و ارزش هاي ديني و مقررات کلّي امت واحد اسلامي خارج نشوند. خليفه، معمولاً واليان را از بين افراد صالح و باسابقه ديني و اخلاقي و داراي قدرت مديريتي بالا برمي گزيد. [1] .

امير مؤمنان علي عليه السلام حذيفة بن يمان و سلمان فارسي را به ترتيب به عنوان حاکمان «مداين» و محمّد بن ابي بکر و مالک اشتر را حاکمان «مصر» و عمّار را حاکم «کوفه» قرار داد و براي آنها اختيارات، وظايف و شئون مستقلي - با توجّه به مکان و موقعيت محل حکومت - قائل شد. با بررسي روايات و الگوبرداري از حکومت امام علي عليه السلام، مي توان پي برد که در حکومت جهاني امام مهدي(عج) نيز اين نهاد به شکل بهتر و کامل تر در سراسر جهان وجود خواهد داشت و در رأس حکومت ها و کشورهاي مختلف جهان، واليان و حاکمان منصوب حضرت مهدي(عج) قرار خواهند گرفت.

پس از استقرار و تثبيت دولت امام مهدي(عج)، آن حضرت خود به طور مستقيم حاکمان و واليان را با دستورات مهمي به سراسر جهان اعزام خواهد کرد: «مهدي(عج) يارانش را در همه شهرها پراکنده مي سازد و به آنان دستور مي دهد که عدل و احسان را شيوه خود سازند و آنها را فرمانروايان کشورهاي جهان گرداند و به آنان فرمان مي دهد که شهرها را آباد سازند». [2] .

امام علي عليه السلام مي فرمايد: «مهدي، اميران و کارگزاران خود را به شهرها مي فرستد و دستور مي دهد که عدالت را در ميان مردم پياده کنند». [3] .

مهم ترين انگاره در تعيين و اعزام واليان و رؤساي کشورهاي مختلف جهان، دستورات و سفارش هاي خاص حضرت به آنان است که نشان مي دهد آنان تا حدودي در حيطه مسؤوليت خود مستقل هستند و مي توانند با اذن حاکم، تصميم گيري ها و برنامه هاي ويژه اي داشته باشند: «هنگامي که قائم(عج) قيام کند؛ براي هر کشوري از کشورهاي جهان، فرمانروايي برمي گزيند و به او مي فرمايد: دستور العمل تو در کف دستت مي باشد؛ هر گاه حادثه اي براي تو روي دهد که حکم آن را بلد نباشي و طرز داوري در آن را نداني، به کف دستت نگاه کن؛ هر چه در آن منعکس باشد، بر آن عمل کن». [4] .

در روايات تعداد 313 نفر به عنوان اصحاب خاص حضرت مهدي نام برده شده اند که به نظر مي رسد حاکمان و زمامداران جهان از ميان آنها انتخاب خواهند شد.

در عصر ظهور ياران خاص حضرت مهدي(313 نفر)، برگزيدگان اهل زمين بوده و شايستگي هاي لازم و لياقت و کفايت اداره کره زمين و تدبير امور همه مردمان را دارا خواهند بود و تمام اين امور تحت رهبري و ولايت حضرت مهدي(عج) و راهنمايي ها و تعاليم آن بزرگوار صورت خواهد گرفت. خداوند متعال، اين ياران را از شهرهاي مختلف و اقوام گوناگون و نواحي متعدّد؛ بلکه از قارّه هاي متنوّع انتخاب خواهد فرمود.

اين 313 نفر (به عدد اصحاب پيامبرصلي الله عليه وآله در جنگ بدر)، در اولين فرصت خود را به حضرت مهدي(عج) مي رسانند و نخستين بيعت کنندگان با آن حضرت و فرماندهان و سران لشکر او، در هنگام قيام و حاکمان و رؤساي کشورهاي جهان، پس از پيروزي و تسلّط بر زمين خواهند بود.

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «گويا قائم را بر فراز منبري در کوفه مي بينم و پيرامون او يارانش قرار دارند که 313 تن به تعداد اصحاب بدر مي باشند. آنان پرچمداران سپاه و حاکمان زمين از سوي خداوند در بين بندگان او هستند». [5] در معناي دقيق تر مي توان «اصحاب الاولوية» را همان «اصحاب الولاية» دانست که به معناي صاحبان داراي ولايت است.

امام سجّادعليه السلام نيز مي فرمايد: «هنگامي که قائم ما قيام مي کند، خداوند هر گونه آفت و وحشت را از شيعيان ما برطرف مي سازد و قلوب آنان را همچون پاره هاي آهن [محکم]مي نمايد و نيروي يک نفر از آنان را برابر نيروي چهل نفر مي کند و آنان حاکمان و سروران سراسر زمين خواهند شد». [6] .

و در روايتي آنان به کارگزاران و برپا دارندگان امور خلق معرفي شده اند: «وأنتم قوّام الارض وخزّانها». [7] .

درباره صفات و ويژگي هاي اين بزرگان مي توان به موارد زير اشاره کرد:

1. آنان از اقصي نقاط عالم جمع شده و نخستين بيعت کنندگان با امام زمان (عج) هستند.

2. آنان مدافعان مخصوص و حافظان ويژه امام زمان (عج) هستند.

3. آنان پرچم داران (صاحب الالوية) و حاکمان روي زمين اند.

4. آنان همان امّت معدوده اي هستند که براي دشمنان عذاب و نقمت اند.

5. آنان سوار بر ابرها (شايد وسيله اي پيشرفته) در يک ساعت، خود را به امام عصر(عج) مي رسانند.

6. آنان ارکان و پايه هاي خلل ناپذير و پشتيبان محکم حکومت مهدي(عج) هستند.

7. ايشان به دليل اينکه دست خدا بالاي سر آنان است، هميشه پيروز و ثابت قدم اند.

8. آنان به قدرت ايمان کامل، ممتازند و شک و ترديد در باور آنها راه ندارد. [8] .

يکي از نکات بارز و روشن در مورد اين حاکمان و زمامداران جهان، اين است که آنان از شهرها، کشورها و سرزمين هاي مختلفي هستند و منحصر به يک يا دو کشور و قوم نمي باشند و اين، جهاني و فراقومي بودن حکومت عدل مهدوي را مي رساند. در حديثي منسوب به امير مؤمنان عليه السلام تعداد اين افراد با نام شهرها و کشورهايشان آمده است. [9] .

همچنين يکي از وجوه مثبت و درخشان اين افراد، نفوذ و جايگاه ويژه آنان در ميان مردم است؛ چنان که امام باقرعليه السلام مي فرمايد: «گويا اصحاب و ياران امام قائم را مي بينم که شرق و غرب را پر کرده اند. هيچ چيز در عالم پيدا نمي شود، مگر اينکه از آنها اطاعت مي کند (وهو مطيع لهم) و حتّي درندگان و پرندگان وحشي نيز مطيع آنان هستند. همه چيز در روي زمين، خواهان به دست آوردن رضايت آنان است (يطلب رضاهم کلّ شي ء)؛ تا جايي که قطعه اي از زمين بر قطعه اي ديگر افتخار مي کند و مي گويد: امروز مردي از ياران قائم(عج)، از روي من عبور کرد». [10] .


پاورقي

[1] محسن مهاجرنيا، ساختار حکومت امام علي عليه السلام، دانشنامه امام علي عليه السلام، ج 16، ص 135.

[2] «يُفرِّق المهديُّ أصحابَهُ في جميع البلدان ويأمُرهم بالعدلِ والاحسانِ ويجعلهم حُکّاماً في الأقاليم ويأمرهم بعمرانِ المُدُن»: کامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 65؛ علي محمّد علي دخيل، الامام المهدي، ص 271.

[3] «يبعثُ إلي اُمرائه بسائر الامصار بالعدل بين النّاس»: لطف اللَّه صافي، منتخب الاثر، ص 592؛ هيئت علمي مؤسسة نهج البلاغه، موسوعة احاديث اميرالمؤمنين علي بن أبي طالب، ج 1، (قم: بنياد نهج البلاغه، 1376)، ص 329.

[4] «وإذا قامَ القائمُ بعَثَ في أقاليم الارضِ في کلِّ إقليمٍ رجلاً ثمّ يقولُ له: عهدُک في کفّکَ، فإذا وَرَدَ عليکَ مالا تفهمهُ ولا تعرفُ القضاءَ فيه، فانظر إلي کفّک واعمل بما فيها»: محمّد بن ابراهيم نعماني، الغيبة، ص 319، ح 8؛ محمّد بن جرير طبري، دلائل الامامة، ص 252؛ محمّد بن حسن حرّ عاملي، اثبات الهداة، ج 3، ص 573، ح 12؛ محمّد باقر مجلسي، بحارالأنوار، ج 52، ص 365، ح 144.

[5] «وکأنّي انظُرُ إلي القائم علي منبر الکوفة وحولهُ اصحابُهُ ثلاثمائة وثلاث عشر رجلاً عدّة اهل البدر وهُم اصحاب الاولوية وهم حُکّامُ اللَّهِ في أرضهِ علي خلقه»: محمّد بن علي بن بابويه (شيخ صدوق)، کمال الدين، ج 2، ص 672، ح 25؛ محمّد بن حسن حرّ عاملي، اثبات الهداة، ج 3، ص 494، ح 247؛ محمّد باقر مجلسي، بحار الأنوار، ج 52، ص 326، ح 42.

[6] «إذا قام قائمنا أذهَبَ اللَّه عزّوجلّ عن شيعتنا العاهةوجعلَ قلوبهم کزبر الحديد وجعل قوّة الرّجلِ منهم قوّةَ أربعين رجلاً ويکونون حکّامُ الارضِ وسنامها»: محمّد بن علي بن بابويه (شيخ صدوق)، الخصال، ج 2، ص 14؛ محمّد بن حسن حرّ عاملي، اثبات الهداة، ج 3، ص 496؛ علي بن يونس نباطي، صراط المستقيم، ج 2، ص 261.

[7] محمّد باقر مجلسي، بحار الأنوار، ج 52، ص 335، ح 69.

[8] ر. ک: حبيب اللَّه طاهري، سيماي آفتاب، (قم: زائر، 1380)، ص 237.

[9] ر. ک: سيد محمّد کاظم قزويني، امام مهدي از ولادت تا ظهور، (تهران: آفاق، 1379)، صص 505 - 497.

[10] محمّد بن علي بن بابويه (شيخ صدوق)، کمال الدين، ج، ص 673، ح 264؛ محمّد بن حسن حرّ عاملي، اثبات الهداة، ج 3، ص 494، ح 248.