بازگشت

بشارت ظهور آخرين حجت خدا در کتاب شاکموني


در کتاب «شاکموني» که از کتب مقدّسه هنديان مي باشد و به اعتقاد کفره هند، پيغمبر صاحب کتاب است و مي گويند: وي بر اهل خطا و ختن مبعوث بوده است، بشارت ظهور آخرين حجّت خدا حضرت ولي عصر- ارواحنا فداه - چنين آمده است:

«پادشاهي و دولت دنيا به فرزند سيّد خلايق دو جهان «گشن» بزرگوار تمام شود، و او کسي باشد که بر کوه هاي مشرق و مغرب دنيا حکم براند و فرمان کند، و بر ابرها سوار شود، و فرشتگان کارکنان او باشند، و جنّ و انس در خدمت او شوند، و از «سودان» که زير خط «استوا» است تا سرزمين «تسعين» که زير قطب شمالي است و ماوراي بحار و ماوراي اقليم هفتم و گلستان ارم تا باغ شداد را صاحب شود، و دين خدا يک دين شود و دين خدا زنده گردد، و نام او «ايستاده» باشد، و خداشناس باشد». [1] .

«گشن» در لغت هندي نام پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) است که در اين بشارت فوق، فرزند برومند وي را به نام «ايستاده» و «خدا شناس» ناميده، چنان که شيعيان او را «قائم (عليه السلام)» و حضرت مهدي- ارواحنا فداه - مي خوانند.

و امّا موضوع سوار شدن آن حضرت بر ابرهاي آسمان که در اين بشارت آمده است، يکي از بزرگترين امتيازات آن موعود مسعود است که نه تنها در بشارت فوق و مکرّراً در بشارتهاي انجيل از آن سخن رفته است بلکه در روايات متواتره اسلامي نيز به صورت يک امر جدّي و خارق العاده مطرح گرديده است.

زيرا پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) و امامان معصوم (عليهم السلام) در مواردي که از ظهور مبارک آن ولي مطلق الهي سخن رانده اند، سير و حرکت آن مصلح بزرگ جهاني را در ايّام ظهور خارق العاده دانسته، و به پيروان خود مژده داده اند که حضرت مهدي (عليه السلام) با قدرت و جلال در حالي که بر ابرهاي آسمان سوار است، ظهور خواهد فرمود.

اينک براي اثبات اين مدّعا و دلگرمي منتظران ظهور آن يگانه منجي عالم، به چند نمونه از احاديث وارده اشاره مي کنيم:

1 ـ علاّمه مجلسي در ضمن حديثي از پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) نقل کرده که آن حضرت فرمود: خداوند در شب معراج خطاب به من کرد و فرمود:...

«... وَ لاَُطَهِّرَنَّ الأَرْضَ بآخِرِهِمْ من أَعْدائي، وَ لاَُمَلِکَنَّهُ مَشارِق الأَرْضِ وَ مَغارِبَها، وَ لأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّياحَ، وَ لاَُذَلِلَنَّ لَهُ السَّحابَ الصِعابِ، ولأرقينّهُ في الأسباب، ولأنصرنّهُ بجندي، وَ لاَُمِدَّنِّهُ بِمَلائِکَتِي، حتّي يُعْلِنَ دَعْوَتِي، وَيَجْمَعَ الخَلْقَ عَلي تَوحيدِي، ثُمَّ لاَُدِيمنّ مُلکَهُ، وَلاَُداوِلَنَّ الأيّامَ بَيْنَ أوْلِيائِي إلي يَوْم القِيامَةِ». [2] .

«... و زمين را به وسيله او از دشمنانم پاک مي سازم شرق و غرب جهان را به او تمليک مي نمايم بادها را به تسخير او در مي آورم ابرهاي سخت و نا آرام را براي او رام مي گردانم، برترين ابزارها را در اختيار او مي گذارم، با سپاه خود او را ياري نموده و با فرشتگانم او را مدد و تقويت مي نمايم، تا دعوت مرا آشکار سازد و همه مخلوقات را بر توحيد من گرد آورد. آنگاه دولت او را پايدار نموده و دوران حکومتش را تا پايان روزگار بين دوستانم جاودانه مي سازم».

2 ـ در حديثي از امام باقر (عليه السلام) روايت شده است که فرمود:

«أما إنّ ذا القَرْنَيْنِ قَدْ خُيِّرَ السَّحابَيْنِ، فَاختارَ الذَّلُولَ وَ ذَخَرَ لِصاحِبِکُمُ الَصَّعْبَ.

فَقِيلَ لَهُ: وَ ما اَلصَّعْبُ؟

فَقالَ: ما کانَ مِنْ سَحاب فِيهِ رَعْدٌ وَصاعِقَةٌ وَ بَرْقٌ، فَصاحِبُکُمْ يَرْکَبُهُ!. أما إنَّهُ سَيَرْکَبُ السَّحابَ، وَ يَرْقَي فِي الأسبابِ: أسبابِ السَّماوات السَّبْعِ وَ الأَرَضِينَ السَّبع». [3] .

«ذوالقرنين ميان دو ابر مخير شد: يکي ابر رام و ديگري ابر نا آرام، و او ابر رام را براي خود بر گزيد و ابر نا آرام را براي صاحب شما نگه داشت.

گفته شد: ابر نا آرام چيست؟

فرمود: ابري که با رعد و برق و غرّش باشد، که صاحب شما سوار بر آن خواهد شد. آري! صاحب شما سوار ابر مي شود، همه اسبابها و ابزارها را زير پا مي گذارد، اسبابهاي هفت آسمان و هفت زمين را».


پاورقي

[1] بشارات عهدين، ص 242 ـ علائم الظهور کرماني، ص 17 ـ او خواهد آمد ص 65.

[2] بحار الانوار،ج 52، ص 312.

[3] بحار الانوار، ج 52، ص 321.